به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ _
ترانه: آتش عشق در گُرده طبل
///
ای ساربانِ این دلِ آشفتهحال ما
بشکن سِتَمِ هجران، بازآ به دنبال ما
ما را چه سود از این جهانِ شرور و دیوانه؟
جز وصلِ روی تو، که نیست در این میخانه
بهارِ وصل تو، بهارِ جاودانه است
خزانِ دوریت، جهنمِ زمستانه است
نمیکشد به جز عشق، این روحِ بیقرارم
شرابِ وصلِ تو، نوشم به اختیارم
آتش عشق در گُرده طبل میکوبد!
این جنونِ سوزان، از سینه میجهد!
این می بنوش که مستی اش فناست
تا در تو گم شوم، در این دریا که بلاست!
یا وصل یار، یا مرگِ در آتش!
به من مگو سخن از صبر و مدارا، ای دل!
صبرم به سر رسید، این دل شده چون گِل
در بزمِ عاشقان، عقلِ خود به باد دهیم
جز خونِ دل نخوریم، مگر به مستی فریاد دهیم
هزار پرده براندازم از سرِ راهِ خود
که در رَهَت گذرم، نه با سر، با سر و جان و خود!
آتش عشق در گُرده طبل میکوبد!
این جنونِ سوزان، از سینه میجهد!
این می بنوش که مستیاش فناست
تا در تو گم شوم، در این دریا که بلاست!
یا وصل یار، یا مرگِ در آتش!
چون قطرهای که در دلِ اقیانوس میمیرد
هویتم محو شود، تا هستیاش پذیرد
این فنای فیالله، زیباترین سرنوشت است
بمیرم در نگاهت، که آخِرین بهشت است!
آتش عشق در گُرده طبل میکوبد! (میکوبد!)
این جنونِ سوزان، از سینه میجهد! (فریاد!)
این می بنوش که مستیاش فناست
تا در تو گم شوم، در این دریا که بلاست!
یا وصل یار، یا مرگِ در آتش! (مرگ!)
«پایان»
||حجت بقایی||
به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ ،،،
تقدیم به دوستان انوشایی ،،،
(( نقل مطلب فقط با نام انوشا(انجمن شاعران و نویسندگان ایران) مجاز است ))








